مرتضى مطهرى
36
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىباشد ؛ و به هر حال - چنان كه بعداً خواهيم گفت - محال است « 1 » . اشارة : قد يجوز أن تكون ماهية الشىء سببا لصفة من صفاته و أن تكون صفة له سببا لصفة اخرى ، مثل الفصل للخاصة ، و لكن لا يجوز أن تكون الصفة التى هى الوجود للشىء انما هى بسبب ماهيته التى ليست هى الوجود ، او بسبب صفة اخرى ، لأنّ السبب متقدم فى الوجود ، و لا يتقدم بالوجود قبل الوجود . ممكن است ماهيت يك چيز سبب صفتى از صفات او باشد ، و هم ممكن است يك صفت از صفات شىء سبب يك صفت ديگر باشد همچنانكه فصل سبب عرض خاص است . اما در ميان صفات شىء آن صفت كه به نام « وجود » خوانده مىشود ممكن نيست كه ماهيت شىء سبب او باشد مگر آنكه آن شىء ماهيتى غير از وجود نداشته باشد ، و هم ممكن نيست كه وجود شىء به سبب يك صفت ديگر از صفات شىء پديد آيد زيرا سبب در وجود مقدّم است بر مسبّب و نمىتواند يك شىء قبل از وجود ، وجود داشته باشد . شرح : آنچه در اين فصل گفته شده مقدمهء ديگرى است براى اثبات توحيد واجب الوجود و خلاصهاش اين است : ماهيّت شىء مىتواند سبب صفتى از صفات او گردد ، مانند تمام احكام انتزاعى و چيزهايى كه در اصطلاح فلسفه « معقولات ثانيه » گفته مىشود و تمام احكامى كه در علوم رياضى براى كمّيات متصله و منفصله گفته مىشود و همچنين بسيارى از احكام جسم طبيعى كه در فلسفه ذكر مىشود و بعضى از مسائل « امور عامّه » در فلسفه ( احكام ماهيّات ) ، اينها همه اوصافى هستند كه موصوف آنها ماهيّت است . مثلًا مىگوييم اينكه مجموع زواياى هر مثلث مساوى با دو قائمه است يك صفتى است براى ماهيّت او . پس به طور اجمال معلوم شد كه ماهيّت مىتواند سبب بعضى از صفات بوده باشد . همچنين بعضى از صفات شىء ممكن است علت صفت ديگر از صفات باشد و اين جهت ، هم در امور انتزاعى و هم در امور حقيقى جريان دارد . مثالى كه شيخ در متن ذكر كرده عبارت از سببيّت فصل است براى عرض خاص ، مانند سببيّت « ناطق »
--> ( 1 ) . [ يعنى محال است دو ذات داشته باشيم كه هر دو واجب الوجود باشند . ]